تبليغاتX
جامعه بهتر
جامعه ای برای بهتر زیستن
 مطلبی در باب جامعه بهتر
در دنیایی که ما زندگی میکنیم اگر نتوانیم جامعه ای با فکرهای جدید ودور از هر تنش ودر قالب دموکراسی وحقوق بشردرست کنیم موفق نخواهیم شد اما توجه به امکانات وشرایط هم لازمه ی دنیای جدید ماست همه در کوشش برای دنیای پاک وحق برخورداری از زنگی ازادبکوشیم که اژیر بی عدالتی در آمده است.
|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390  |
 دوستان من
دوستان عزیز سلام

من از شما عزیزان میخوام که اگر مطلبی دارید برای بنده بفرستید این کار شما خدمتی است به جامعه بهتر

|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در یکشنبه هجدهم دی 1390  |
 مکتب فرانکفورد

مکتب فرانکفورت

 

 

 

مکتب فرانکفورت

مکتب فرانکفورت (به آلمانی: Frankfurter Schule) در رابطه با نظریه انتقادی، نام مکتبی مرکب از چهره‌های (عمدتاً یهودی) آلمانی است که در دهه ۱۹۳۰ (میلادی) توسط ماکس هورکهایمر در قالب یک انجمن پژوهش‌های اجتماعی در فرانکفورت تأسیس شد. عمده فعالیت این مکتب در زمینه‌های مربوط به فلسفه علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی و نظریهٔ اجتماعی نئومارکسیستی است.

پیشینه

در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۹۲۴ در شهر فرانکفورت آلمان (کنار رودخانه ماین)، انستیتوی تحقیقات اجتماعی - فرهنگی مستقل از دانشگاه گشایش یافت. این مؤسسه تحقیقاتی، اشتهار خود را مدیون جنبش اعتراضی دانشجوئی دهه ۱۹۶۰ میلادی می‌باشد که غیر مستقیم از نظرات مارکس و نگرش انتقادی این مؤسسه (مکتب فرانکفورت) نشأت می‌گرفت. این مؤسسه تحقیقات خود را بر پایه بینش مارکس و فروید از منظر اجتماعی- فلسفی در جوامع سرمایه داری، آغاز و گسترش آن را نقد و بررسی می‌نمود. یکی از معروفترین تألیفات آن به نام «دیالکتیک روشنگری» اثر ماکس هورکهایمر که سالها مدیریت مکتب را به عهده داشت و همکارش تئودور آدورنو، می‌باشد.

پس از گذشت نه سال از تأسیس، مکتب فرانکفورت به دلیل داشتن عقاید مارکسیستی و اعضای یهودی مذهب آن، مجبور به مهاجرت به ژنو (۱۹۳۳/۱۹۳۴) و سپس به آمریکا شد. در سال ۱۹۵۰ میلادی مجددأ به فرانکفورت نقل مکان کرد. طرفداران نسل اول این مکتب عبارت‌اند از: هورکهایمر- آدورنو- اریش فروم- هربرت مارکوزه- فرانس نویمان - والتر بنیامین.

نسل جوانتر مکتب فرانکفورت یورگن هابرماس و آلفرد شمیت هستند. این مکتب از آغاز سال‌های دهه ۱۹۶۰ میلادی نقش مهمی در زمینه بررسی و نگرش منقدانه به فرضیه‌های علمی و آموزش و پرورش در چهارچوب نئومارکسیسم داشته‌است.

گفته می‌شود که این مکتب در ضدیت با مارکسیسم ِ اصولی به‌وسیله تعدادی از روشنفکران بورژوا بنیاد گذاشته شد تا در مارکسیسم شکاف ایجاد نمایند. این مکتب اصول اساسی مارکسیزم را نقض نموده تئوری‌های روشنفکرانه به آن می‌افزاید[نیازمند منبع].

دیدگاه ها

از نظر مکتب فرانکفورت، پیدایش و رواج یافتن رسانه های جمعی و « صنعت فرهنگ » و رخنه ی بی وقفه ی آنها در زندگی در طول قرن بیستم، نشانگر چرخش از سرمایه داری لیبرالی خود تنظیم شونده ی قرن نوزدهم به « سرمایه داری سازمان یافته و سراپا برنامه ریزی شده ی » قرن بیستم است.[۱] (swingewood,1997 : 77)

 

 

|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در پنجشنبه دهم آذر 1390  |
 سواستفاده جنسی از زنان

 سوء استفاده های جنسی از زنان در محيط های کاری ايران

 

يه ميز، چند صندلي، يک دستگاه کامپيوتر و يک تلفکس، تمام دار و ندار خيلی از شرکت های خصوصی است که هر روز مانند قارچ در پايتخت سبز می شوند و سواستفاده از دختران جوان در آنها رواج حيرت انگيزي دارد

يک ميز، چند صندلي، يک دستگاه کامپيوتر و يک تلفکس، تمام دار و ندار خيلی از شرکت های خصوصی است که هر روز مانند قارچ در پايتخت و شهرهاي کوچک و بزرگ سبز می شوند. يک خانم می گويد وقتی برای يافتن کار با يک شرکت تماس داشتم، به من گفتند اگر تنها می آييد، مثلا اين ساعت بيايد و در غير اين صورت در ساعت ديگر. در مرحله بعد اگر پای دخترخانم جويای کار به شرکت جناب مديرعامل باز شود، شايد چيزهايی را ببيند که برايش قابل قبول نيست. فرشته می گويد اين مساله در ايران پديده جديدی نيست، ولی الان با وقاهت کامل در روزنامه می نويسند خانم مجرد و خوش برخورد و در مصاحبه هم طرف را امتحان می کنند که اهلش هست يا نه

دکتر مهديس کامکار ضمن تاييد افزايش اين سوء استفاده ها به دختران جوان توصيه می کند در مقابل چنين برخوردهايی سکوت نکنند و از حيثيت خودشان دفاع کنند. وی اعتقاد دارد مشکل اين است که دختران نمی دانند شکايتشان را کجا و به چه کسی مطرح کنند و پيشنهاد می کند از روز اول اين دختران شرح وظايف کاريشان را ريز به ريز و جزء به جزء بين خودشان و کارفرماها روشن کنند و از زياده روي در روابط و ايجاد رفاقت
با افراد غير همجنس شرکت خودداري کنند و همچنين بخاطر چند هزار تومان حقوق ، در مقابل سواستفاده ها سکوت نکنند.
آمارها نشان ميدهد بسياري از تجاوزات فقط در عرض چند دقيقه اتفاق ميافتد و دختران در آن لحظه نميدانند چه عکس العملي بايد نشان دهند و چگونه از خود دفاع کنند


قرار شد که حضار خودشان را معرفي کنند و در صورت تمايل در مورد آزارهاي احتمالي در محيط کارشان که برايشان پيش آمده صحبت کنند. که اين درخواست عملا به علت وجود ضبط صوت با مشکل مواجه شد.عده اي نگراني خودشان را از مطرح شدن اسمشان اظهار داشتند اما در نهايت با توضيح چند تن از اعضاي مرکز فرهنگي و تاکيد بر عدم ذکر نام آنها در جايي و صرفاً تأکيد برميزان سابقه کاري و خصوصي يا دولتي بودن آن جمع متقاعد شد که جلسه را آغاز کند.

در آغاز يکي از برگزار کنندگان اين کارگاه با مطرح کردن موردي که براي خودش پيش آمده بوداظهار داشت که چطور در محيط کار از لحاظ عاطفي مورد سوءاستفاده قرار گرفته و در حالي که فکر مي کرده که همکار مرد او به دليل مشکلات فراوان خانوادگي با همسرش نياز به کمک او دارد، متوجه شده که اين سناريو براي ديگر زنان همکارش تکرار شده و همکار مرد او فقط قصد نزديک شدن به او و هدف جنسي داشته است. وي اين آزار را ناشي عدم آگاهي خودش مي دانست و تأکيد کرد که اگر از هوشياري بيشتري برخوردار بود شايد هيچ وقت آنقدر از لحاظ شخصيتي دچار مشکل نمي شد.

با مطرح شدن اين مورد از طرف مسئول جلسه ديگر حضار شروع به صحبت کردند و مواردي را که مورد اذيت و سوءاستفاده قرار گرفته شده بودند به گونه اي که به کار آنها آسيب وارد شده بود مطرح کردند.
خانم جوان 25 ساله اي گفت که از زمان کارآموزي خود با توجه به اشتياقي که براي آموزش داشته چقدر اذيت شده وتا چه حد از نزديکي اين زن به همکار يا دانشجويان و استادان مردش که صرفاً از نظر وي جنبه ي کاري داشته تعبير جنسي به عمل آمده و باعث شد که وي براي جلوگيري از پيش آمدن اين گونه پيش داوري ها از حق مسلم سوال کردن و يادگرفتن خود چشم پوشي کند تا مبادا اين برخوردهاي وي تعبير جنسي به خود بگيرد. وي همچنين از تجربه در محيط کار ديگري صحبت کرد که چگونه مردي که از لحاظ قدرت و مقام در رتبه ي بالاتري در محيط کار بود و همچنين از لحاظ سن و سال، با ايجاد برخوردهاي آگاهانه تماسي وي را مورد اذيت قرار داده که نهايتاً علي رغم اينکه چندين بار به او تذکر داده و درگير شده، مجبور شده که محيط کار خود را به دليل تغيير نکردن شرايط حاکم بر آن ترک کند.

يکي ديگر از خانم ها که 45 يا 50 سال داشت با تاکيد بر 27 سال سابقه کاري خود، 2 سال قبل از انقلاب. 25 سال بعد از انقلاب. موارد خود را با اين ترتيب شروع کرد که در بحران هاي انقلاب که خيلي از کارخانه ها و شرکت ها در حال فروپاشي بودند مديريت وقت تصميم به انتخاب گزينشي از بين همکاران زن خود مي گيرد و تنها کساني را اخراج نمي کند به درخواست هاي نامشروع وي تن مي دهند. ايشان تاکيد مي کند که با توجه به بحراني بودن و آرماني بودن شرايط آن زمان و نبودن معضل بيکاري به شکل امروز شايد خيلي از زن ها تن نمي دهند و محيط کار خود را ترک مي کنند. ايشان که بعد از آن استخدام دولت مي شود با چشم پوشي از حق ارتقاء شغلي خود، اضافه کاري، اضافه حقوق و مزايا صرفاً طبق دستور عمل سازماني خود کار مي کند چرا که تاکيد مي کند علي رغم تغييرات بنياني باز هم اگر بخواهي در يک محيط دولتي از امتيازاتي استفاده کني که تحت اختيار مديرمربوطه ات است با توجه به اعمال نفوذ و قدرت مديريت ها قطعاً بايد از خودت چشم پوشي کني و به خيلي چيزها تن بدهي که سزاوار زن بودن و انسان بودنت نيست. با تاکيد بر روش آسته بيا – آسته برو گربه شاخت نزنه (با طنز) به روش چشم پوشي از حقوق خود براي فرار از آزارهاي جنسي احتمالي تاکيد دارد.

شرکت کننده ي جوان 24 ساله اي که از سابقه دو يا سه ماهه خود در محيط دولتي خبر مي دهد . اين نکته را مورد تاکيد قرار مي دهد که آزارها الزاماً از طرف مدير يا همکار مردي که داراي اختيارات زيادي است و در محيط هاي دولتي، نيست. حتي همکار مردي که از لحاظ چارت سازماني ممکن است از شما کمتر باشد به خودش اجازه مي دهد که زماني که مثلاً کاغذي را از دست شما مي گيرد دست شما را هم آگاهانه لمس کند و با نگاه زننده ي خود زن بودنت را به رخ بکشد. وي همچنين به معضل بيکاري در جامعه اشاره دارد که علاوه بر شرکتي شدن در داخل ادارات دولتي و پايين آمدن سطح حمايت از کارمندان با توجه به معضل بيکاري ممکن است خيلي از زنان آزار و اذيت شوند ولي جرأت طرح آن را نداشته باشند مبادا کار خود را از دست بدهند.
وي تاکيد دارد که بحران بيکاري جسارت زنان را کمتر و وقاحت مردان را بيشتر کرده است.
خانمي تاکيد مي کند بالا بودن سطح اختيار مديران و نبودن حمايت قانوني از زنان اين آزارها را دامن مي زند.

خانم ديگري از همکار زن خود خبر مي دهد که 22 ساله بوده و با يک بچه در حالي که شوهرش را از دست داده و مدير کارخانه با علم به شرايط ايشان وي را استخدام کرده و بعد از مدتي پيشنهاد صيغه شدن را به وي مي دهد که با مخالفت او مواجه مي شود. اين خانم تاکيد مي کند که با توجه به اينکه مدير کارخانه درخواست گرفتن سفته را به منظور تحت فشار قرار دادن آن خانم داده بود با مراجعه وي به اداره کار و اعلام شکايت مديريت از گرفتن سفته از آن خانم چشم پوشي کرده و او همچنان کار خود را بدون مزاياي خاصي ادامه مي دهد. ايشان تاکيد بر آگاهي زنان از شرايط کار خود دارند و مي گويد که هرچه زنان به حقوق خود واقف باشند الزاماً نبايد به درخواست هاي نامشروع تن بدهند. اين خانم همچنين از تجربه شخصي خودش صحبت کرد که در حالي که مسئول سازماني که در آن کار مي کند با يک زن مدير برخورد داشته و به شدت پرخاش و توهين و بهانه گيري مي کرده، کاري کرده که اين مسئول مرد از طرف مقامات بالاتر از وي وادار به عذرخواهي نموده است. اين خانم که از تجربه گذشته خود در يک محيط کارگري هم صحبت مي کرد تاکيد داشت که شايد رفتار من به گونه اي بوده که کسي به خودش اجازه تعرض نداده است.

خانم ديگري حدوداً 45 يا 50 ساله بر ضعف شخصيتي و اعتماد به نفس کم زنان ، تاکيد داشت و معتقد بود که اگر زن از لحاظ موقعيت شغلي و تحصيلي رشد کند شايد کسي به خودش اجازه تعرض ندهد و اين ضعف شخصيت شايد امري باشد که در خانواده براي دختران پيش مي آيد و دختران را به گونه اي تربيت نمي کنيم که از خودشان دفاع کنند. اين خانم همچنين به ضعف قانون حمايتي از زنان اشاره داشت.

در اين خصوص يکي از اعضاي مرکز تاکيد داشت که ما اگر مورد تعرض قرار نگرفته ايم مبني بر اين نيست که ما اجازه نداده ايم پس ديگري که مورد تعرض قرار گرفته خودش اجازه داده و مقصر خودش است ايشان ضمن تاکيد بر ويژگي هاي متفاوت شخصيتي ميان افراد جامعه و تفاوت عکس العمل ها گفت که اين نگرش اعتماد به نفس ديگران را پايين مي آورد و آنها با توجه به اينکه خودشان هم متهم مي شوند منزوي شده و سکوت مي کنند.

خانمي ديگر حدوداً 50 ساله از تجربه و آگاهي خودش صحبت کرد و گفت که چگونه دانش علمي او وي را از لطمه خوردن رها کرده . اين خانم کاملاً تاکيد داشت که اين زن است که بايد حريم داشته باشد تا کسي از حريم او تجاوز نکند. شما مي توانيد همکار مردتان را هنگامي که جک گفت با نگاه محکم و نخنديدن او را به سر جاي خود بگذاريد . نظر وي با مخالفت چندتن ديگر از حاضران مواجه شد که تاکيد داشتند که خيلي از مردها حريم ندارند و حتي اگر تذکر هم بدهيم ممکن است براي مدتي موضوع خاتمه پيدا کند ولي اين روند بعد از مدتي درباره ادامه خواهد داشت.

يکي ديگر از خانم ها که حدوداً 35 سال داشت در پاسخ به دوتا از همکارانش که در جلسه هم حضور داشتند و گفتند که تا به حال مورد تعرض و آزار جنسي از طرف همکار مرد خود قرار نگرفته اند و دليل آن هم رفتار محکم خودشان بوده گفت: شما اگر چهار سال پيش استخدام مي شديد و مدير قبلي را مي ديديد شايد اين نظر را نداشتيد چرا که رفتار وقيحانه ي آن مدير مرد قبلي به گونه اي بوده که منجر به انتقالي گرفتن و خانه نشين شدن زود هنگام چند تا از زنان شاغل آنجا شده.

يکي ديگر از خانمها حدوداً 50 ساله به اين مسئله اشاره کرد که خشونت و آزار جنسي در محيط کار پديده اي اجتماعي است و بايد براي آن يک راه حل اجتماعي ارائه کرد اينکه هرکدام از ما به طور جداگانه راه حل شخصي داشته ايم و تا به حال هم توانسته ايم مشکلات خودمان را حل کنيم کافي نيست و نياز به پشتوانه قانوني داريم. ما علي رغم راه کار اجتماعي حجاب که صرفاَ منجر به سکسي تر شدن جامعه شده نياز به حمايت قانون داريم. شايد ترس از قانون مردان را وادار کند به حقوق اجتماعي ما احترام بگذارند و به چشم يک انسان در محل کار و نه يک زن به ما نگاه کنند.

خانمي ديگر به آمار 75درصدي زنان آزار جنسي ديده ي صنايع هواپيمايي آمريکا اشاره کرد و با تاکيد بر پذيرش وجود آزار جنسي در محيط کار وظيفه حاميان حقوق زنان را يادآور شد که بايد با تلاش و آگاهي، شرايط تصويب قوانين محکم و حمايتي به نفع زنان را به وجود آورد.

- ضعف و ترس زنان از برخورد و اعتراض به آزارهاي جنسي در محيط کار باز هم مورد تاکيد قرار گرفت و اينکه زنان آمادگي دفاع از خود و حريم خود را بايد داشته باشند و اين وظيفه خانواده ها و آموزش و پرورش و فعالين زنان است که اين رشد و آگاهي را در بين توده هاي مردم ببرند. حتي اعتراض جمعي و اعلام حمايت از زنان آسيب ديده و اعتراض به گفتارهايي که زنان آسيب ديده و آزار ديده را به جاي اينکه حمايت کنند محکوم مي کنند هم مطرح شد. در پايان يک جمع بندي از تعريف خشونت و آزار جنسي در محيط کار، پيامدهاي آن، انواع آزار جنسي رايج در جامعه کاري ايران و راهکارهاي آن به شرح ذيل انجام گرفت.
-
خشونت جنسي در محل کار: رفتارهاي کلامي، رواني و فيزيکي که منجربه آزار جنسي زنان شود. شامل: تعريف جک هاي مستهجن – تعريف از زيبايي – تماس هاي بدني ظاهراً تصادفي ولي آگاهانه – تماس بدني با وقاحت بيشتر مثل بغل کردن و بوسيدن – تجاوز جنسي – تماس تلفني آزاردهنده. که پيامدهاي آن شامل: اخراج – احساس ناامني – متهم شدن – به خطر افتادن سلامت رواني – کاهش اعتمادبه نفس – از دست دادن شغل – چشم پوشي از ارتقاء شغلي و مزاياي شغلي.

علت اين گونه برخوردهاي مردان: قدرت و برتري شغلي مردان و هم چنين تربيت غلط خانواده که به مرد در هر موقعيتي اجازه مي دهد که به همکار زن خود نگاه جنسي داشته باشد.

راهکارهاي مطرح شده هم به شرح ذيل بود:
.................................................................
1. اعتراض کردن مستقيم زني که آزاري ببيند و چشم پوشي نکردن از حق اعتراض
2. متهم نکردن زن هايي که مورد آزار قرار مي گيرند
3. داشتن انجمن هايي به منظور حمايت از زنان آزار ديده در محل کار
4. آگاه کردن زنان نسبت به حقوق اجتماعي ، اقتصادي، جنسي
5. وضع قوانين حمايتي براي زنان آزار ديده
6. برگزاري ميتينگ هاي اعتراضي
7. جمعي کردن مشکلات
8. نداشتن قضاوت اخلاقي رايج در مورد زنان ديگر
9. مطرح شدن مسائل و موارد آزار جنسي به عنوان بخشي از دغدغه هاي جنبش زنان
10. آگاهي دادن از طريق آموزش و پرورش به دختران در مقاطع مختلف تحصيلي

اين جلسه در ساعت 7 بعد از ظهر به اتمام رسيد و حضار درخواست ادامه برگزاري اين گونه کارگاه ها را داشتند. با سپاس از همکاران مرکز فرهنگي زنان در اين کارگاه : خانم ها تقي نيا، جعفري ، کشاورز، سيفي

|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در پنجشنبه دهم آذر 1390  |
 دختر وپسر به چه معنا؟
 

دختر بودن یعنی ؟

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر و خاله وعمه هستن

دختر بودن يعني " دخترو رو چه به رانندگي ؟ "

دختر بودن يعني " شنيدي شوهر سيمين واسش
يه سرويس طلا خريده 12 ميليون ؟"

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه
تو ول كني پاشي چايي بريزي

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن يعني حق هر چيزي 
رو فقط وقتي داري كه توعقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني "ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم ؟"

دختر بودن يعني " به به 
خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا"

دختربودن يعني " برو تو ، دم در وای نستا"

دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن

دختر بودن يعني "خوب به سلامتي لیسانس
هم كه گرفتی ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"

دختر بودن يعني " تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم "

دختر بودن یعنی
"كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در پنجشنبه دهم آذر 1390  |
 امنیت زنان

امنیت اجتماعی زنان«قسمت اول»

 

در این نوشتار در پی آنیم که به امنیت اجتماعی زنان و انواع و میزان ناامنیهای اجتماعی آنان بپردازیم و علل و آثار و راه

حلهای آن را بررسی کنیم.

امنیت

برای آسانتر فهمیدن امنیت، بهتر است از نقیض آن یعنی «ناامنی» شروع کنیم: امنیت به معنی امن بودن است و ناامنی حالتی است فاقد امنیت. ناامنی حالتی است که انسان با خطر یا تهدید رو به رو باشد. ناامنی، حالت مواجهه با خطر است و نقطه مقابل آن یعنی امنیت (نا ناامنی) حالت بی خطری است. پس اساس معنی امنیت و ناامنی وجود خطر یا عدم آن است و باید توجه کنیم که خطر چیست؟ خطر هر امری است که می تواند تواناییها و برخوداریهای شخص را ـ به احتمال قابل قبول ـ نابود کرده یا کاهش دهد. در این عبارت، از توانایی و برخورداری سخن رفته است: توانستن و داشتن. و از سوی دیگر از نابودی و کاهش نیز سخن رفته است. پس خطرها، اموری هستند که به احتمال قابل توجه می توانند یکی از حالات ذیل را ایجاد کنند:

1ـ کاهش توانایی 2ـ نابودی توانایی 3ـ کاهش دارایی 4ـ نابودی دارایی

و البته این داشتن (دارایی ـ برخورداری) اعم است از برخورداری از اموال یا داشتن احترام و آبرو یا داشتن قدرت و اختیار یا داشتن اطلاعات یا داشتن ارتباطات و ...؛ همان طور که توانایی نیز توانایی بر امور گوناگون است.

پس ناامنی حالت مواجهه با خطر است؛ یعنی حالتی که به احتمال قابل توجه، شخص یا گروه با اموری رو به رو می شود که تواناییها و داراییهای او را ـ و به تعبیر دیگر: امکانات مفید او را ـ کم کرده یا از بین می برد. امنیت ـ حالت بی خطری ـ یکی از نعمتهای بزرگ الهی شمرده شده است و ناامنی یکی از بلاها است. انسانها معمولاً در مواجهه با خطر یعنی با قرار گرفتن در وضعیت ناامن، دچار هیجانی می شوند که ترس (خوف) نامیده می شود. بنابراین برای اکثریت مردم فقدان ترس حاکی از فقدان ناامنی و وجود امنیت است. خداوند در

قرآن در سوره قریش نعمت امنیت را بزرگ شمرده است و پاسخ عطای امنیت به قریش را بندگی خداوند اعلام کرده است: «فلیعبدوا رب هذا البیت الذی آمنهم من خوف و ...».

انسان شناسان و روان شناسان نیز هر دو گروه، امنیت را یکی از نیازهای اساسی انسان شمرده اند. و انگیزه بسیاری از فعالیتهای انسان را «به دست آوردن و حفظ امنیت» دانسته اند. محمد غزالی در کتاب مذمت دنیا، در جلد سوم احیاء علوم الدین، انگیزه اصلی انسانها از خانه سازی و جمع شدن در کنار یکدیگر در دهکده و شهر و ایجاد دیوار برای دهکده و شهرها و تأسیس نیروهای نظامی و انتظامی و وضع مالیات و ... را «کسب و حفظ امنیت» دانسته است. جامعه شناسان روستایی نیز ریخت شناسی (مرفولوژی) روستاها را علاوه بر سازگاری با وضع زمین و آب، تابع امنیت و ناامنی دانسته اند. در مناطق ناامن، ریخت روستا قلعه ای شکل است ولی در مناطق امن، ریخت روستا پراکنده و «خانه باغی» است. مثلاً در خراسان در یک دشت یا دامنه با یک روستای قلعه ای شکل مواجه می شوید که مثلاً پنجاه خانه در کنار هم ساخته شده است و دیوار و دروازه دارد ولی در اطراف شهر رشت یک تازه وارد نمی تواند روستاها را از یکدیگر متمایز کند چون در هر مزرعه یک تا سه هکتاری، یک منزل مسکونی می بینید و در واقع پنجاه منزل مسکونی در حدود یکصد هکتار مزرعه پراکنده است و مرکزیت هر روستا با مسجد و مدرسه و قهوه خانه مشخص

می شود. وجود تاریخی امنیت یا ناامنی در یک منطقه اخلاق، آرزوها، افسانه ها، ادبیات و به طور خلاصه فرهنگ و نیز اقتصاد و سیاست و ساختار اجتماعی آن منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. به عنوان مثال: تاریخ هزار ساله گذشته ایران و ساختار اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ما تا اندازه زیادی تحت تأثیر ناامنی سیاسی، اقتصادی در این دوره بوده است. تاکنون در باره مفهوم و چیستی امنیت و اهمیت آن سخن گفتیم. اکنون به مفهوم خاص «امنیت اجتماعی» می پردازیم:

با توجه به مفهوم امنیت که حالت بی خطری است و مفهوم ناامنی که مواجهه با عوامل نابود کننده یا کاهش دهنده تواناییها و داراییها است؛ می توانیم از حیطه های گوناگون امنیت سخن بگوییم: امنیت سیاسی، امنیت نظامی، امنیت آبرویی، امنیت اقتصادی، امنیت جانی، امنیت عاطفی، امنیت خانوادگی، امنیت حقوقی، امنیت شغلی و ... .

برای ملموس تر شدن دایره وسیع امنیت و حیطه های گوناگون آن، باید به تواناییهای گوناگون و داراییهای گوناگون توجه کرد و به خطرهایی که هر کدام را تهدید می کند. برای توجه به این امر، می توان مثالی زد: امروزه در دنیا صنعت بیمه بسیار گسترش یافته است. بیمه یعنی معامله امنیت نسبی در قبال مبلغی پول. مثلاً سالی نه هزار تومان می دهم و در عوض امنیت نسبی منزل و وسایل منزل من در قبال خطر سیل، زلزله و آتش سوزی تأمین شود. نه اینکه خطر به طور مستقیم دفع شود بلکه، در صورت وقوع خطر و وقوع ضرر، دارایی جایگزین شود. به همین خاطر گفتیم امنیت نسبی و شاید بهتر باشد بگوییم: امنیت نسبی و غیر مستقیم. و همان طور که می دانید در امور فراوانی قرارداد بیمه رایج شده است. امنیت محصول کشاورزی در قبال بلایای طبیعی و آفات، امنیت شخص در قبال هزینه های پزشکی، امنیت کامیون و اتوبوس و کشتی در قبال خطر غرق و تصادف و سقوط و... .

منظور ما از امنیت اجتماعی، همه حیطه های امنیت است غیر از ناامنیهای سیاسی، نظامی و ناامنیهای ناشی از بیماریها و دزدی و امثال آن. پس امنیت اجتماعی شامل امنیت احترام و آبرو، امنیت اقتصادی، امنیت حقوقی، امنیت عاطفی و ... می شود. و امنیت اجتماعی زنان یعنی حالت بی خطری و فقدان تهدید نسبت به سُکنی و معیشت و آبرو و روابط اجتماعی زنان. این گونه امنیت یا این حیطه از امنیت، به طور مستقیم جنبه سیاسی و نظامی و انتظامی یا بهداشتی و ... ندارد.

ناامنی اجتماعی زنان

برای تصویر ساده تر ناامنی اجتماعی زنان، از جلوه های اثر آن یعنی هیجان، ترس و بیم کمک می گیریم. با پیرمرد صالحی آشنا بودم. نگهبان یک کارخانه بود. ترک زبان، اهل مرند و ساکن تهران بود. در برخوردهایش مشاهده کردم که در فرزندزایی عروسش تولد پسر را بر تولد دختر ترجیح داد. در وقت دیگری با زمینه مناسب در باره زن و مرد و برابری و نابرابری شان سؤال کردم. گفت هر دو انسانند و مخلوق خدا و برتری نزد خدا به تقوا است. در این دنیا هم افراد وضعیتهای مختلفی دارند. پرسیدم فرزند دختر برای پدر بهتر است یا فرزند پسر؟ گفت: فرقی ندارند. به شخص مربوط است که اخلاق و ایمانش چه باشد. از دو فرزند، گاهی یکی مهربان و یکی بی اعتنا است. دختر و پسر هم ندارد. پرسیدم: چرا برخی فرزند پسر را بر فرزند دختر ترجیح می دهند؟ گفت: هر کسی فکری دارد. گفتم: شما کدام را ترجیح می دهید؟ گفت: من پسر را بر دختر ترجیح نمی دهم. گفتم از تولد پسر بیشتر از تولد دختر خوشحال شدی! گفت: این به خاطر ترجیح پسر بر دختر نیست بلکه پسر را که داماد کردی موعظه اش می کنی که با همسرت خوش رفتار باش ولی دختر را که عروس کردی دائما دلهره و خوف داری که اذیتش نکنند، کتکش نزنند، از منزل بیرونش نکنند و ... فقط برای این.

این سخن جلوه ناامنی اجتماعی زن در جامعه ما است. و البته باید به ریشه ها، علتها، آثار و راه حلهای آن پرداخت.

وقتی در جامعه ای، زن بلوغ اجتماعی مستقل نداشته باشد و به لحاظ اجتماعی وابسته باشد؛ اتصال او امنیت اجتماعی او محسوب می شود و انفصال او ناامنی اجتماعی او است.اگر زن در کودکی و نوجوانی «دختر فلانی»، و پس از ازدواج «بانوی فلانی» و پس از آن در پیری «مادر فلانی» باشد؛ اولاً با ناامن شدن وضع «فلانی» دچار ناامنی اجتماعی می شود و ثانیا، اگر «فلانی» او را براند یا حریمش را رعایت نکند دچار ناامنی اجتماعی می شود.

به نظر نگارنده «ناامنی اجتماعی زنان» در جامعه کنونی ایران، تا اندازه ای ـ و البته بسیار کمتر از گذشته ها ـ وجود دارد و راه درمان آن دارای اجزایی است که اولین جزء آن «استقلال اجتماعی زنان» است. استقلال اجتماعی زنان به معنی ترک فرزندی، یا ترک بانویی یا ترک مادری نیست، بلکه اگر استقلال اجتماعی زنان حاصل شود می توان «فرزندی»، «بانویی» و «مادری» را در سایه استقلال اجتماعی زن دوباره تعریف و ترسیم کرد.

در مقاله های قبل در باره حضانت فرزند و در باره اشتغال زنان و در باره اقتدار زن به طور غیر مستقیم به این بحث پرداخته شد و نشان داده شد که مثلاً: اشتغال زن شرط کافی برای استقلال اجتماعی زن و امنیت اجتماعی زن نیست و چه بسیار زنان شاغلی که، از بسیاری از زنان غیر شاغل استقلال اجتماعی کمتر و ناامنی اجتماعی بیشتری دارند.

و در اینجا به اشاره بیان می کنیم که استقلال اجتماعی زن، منافاتی با ازدواج و حقوق شوهر بر بانو و حقوق بانو بر شوهر ندارد، همان طور که استقلال اجتماعی زن به نظر نگارنده منافاتی با «ولایت پدر بر دختر» ندارد. همان طور که تحصیل زن، اشتغال زن، مهریه زیاد زن، ثروت زن و خویشاوندان فراوان و سرشناس زن نیز شرط کافی برای استقلال اجتماعی زن نیستند.

|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در پنجشنبه دهم آذر 1390  |
 اخلاقیات مطلقند یا نسبی

اخلاقیات مطلق است یا نسبی؟

در مورد اخلاقیقات دو نظریه توسط فلاسفه مطرح شده است. برخی معتقدند که اخلاقیات مطلق است و برخی هم اخلاقیات را نسبی می دانند. حال می خواهیم به این دو نظریه نگاهی بیاندازیم و نقدی در این مورد داشته باشیم.
نظر فیلسوفان دین مدار ( اسلام و مسیحیت ) در مورد اخلاقیات
برخی فسلسوفان ( که اغلب فیلسوفان ادیان هستند ) اخلاقیات را مطلق می دانند. بدین معنا که آنها معتقدند اخلاقیات در هر زمان و هر مکانی ثابت و تغیر ناپذیر است. و خوب تا ابد خوب و بد تا ابد بد خواهد بود .
استدلال این گروه از فلاسفه هم بر اساس آموزه های مذهبی آنها است. برخی از انها معتقدند که اخلاقیات برگرفته از ادیان است که از سوی خداوند برای بشر تبیین می شود. بدین معنا که دروغ از آن جهت بد است چون خداوند ان را بد می داند. و راست بدین سبب خوب است چون خداوند آن را امر کرده است.
اما از سویی دیگر برخی از فیلسوفان معتقدند که اخلاقیات در سرشت انسانها وجود دارد و پیامبر ادیان تذکار دهنده هستند. بدین معناکه دروغ در سرشت انسانها نیست و راست در سرشت انسانها هست ( پس دروغ بد و راست خوب است ) و فقط پیامبران آن را به بشر تذکار داده اند.
با توجه به این نظریه اخلاقیات مطلق تلقی می شود و رفتار های انسان بصورت سیاه و سفید نمایان می شود. ( یعنی رفتار یک انسان یا خوب است و یا بد )
و چون این نظریه رفتارهای انسان را به دو دسته خوب و بد تقسیم می کند بنابراین پاداش و مجازات معنا پیدا می کند. رفتارهای خوب مستحق پاداش و رفتارهای بد مستحق مجازات است.

نظریه فیلسوفان لائیک درباره اخلاقیات
اما نظریه دومی هم در مورد اخلاقیات مطرح شده است. طرفداران این نظریه ( که اغلب لائیک هستند ) معتقدند که اخلاقیات نسبی است و خوبی و بدی انها به نسبت رفتار دیگر سنجیده می شود. بدین معنا که ممکن است در زمانی ( و یا مکانی ) یک رفتار انسان خوب و در زمانی ( و یا مکانی ) دیگر همین رفتار زشت باشد.
یک تصور اشتباهی که برخی ها در این نظریه دارند تصورشان این است که این گروه معتقدند هیچ چیزی به عنوان اخلاقیات پذیرفته شده نیست. درصورتی که چنین نیست . بلکه این گروه معتقدند که اخلاقیات به حالت پلکانی است. یعنی مثلا راستگویی نسبت به " نجات زندگی یک انسان " در درجه پایین تری قرار دارد . یعنی راستگویی تا زمانی خوب است که زندگی یک انسان در خطر نباشد! یعنی ممکن است شما با یک دروغ باعث رهایی یک انسان بیگناه از مرگ بشوید ( همان چیزی که مسلمانها از ان به عنوان دروغ مصلحتی نام می برند. )

نظریه اخلاقیات نسبی از کجا نشات می گیرد.
جالب است بدانید این نظریه برگرفته از یک نظریه علمی ریاضی به نام نظریه " فازی " برگرفته شده است. که ابداع کننده آن یک پروفسور ایرانی به نام پروفسور لطفی زاده است.
قبل از نظریه فازی هستی به بود و نبود تقسیم می شد. و در اصطلاح کامپیوتری آن هر مفهومی در جهان ارزش 0 یا 1 می گرفت. اگر وجود داشت عدد 1 و اگر نداشت عدد 0 به آن داده می شد. اما در نظریه فازی به هر چیزی در جهان ارزشی بین 0 تا 1 ( مثلا 0.7 ) تعلق می گیرد.

اصول نظریه فازی ( برای مطالعه و آشنایی بیشتر )
فرض کنید از شما می پرسند : آیا گل گلایل زیباست؟
شما ممکن است جواب بدهید بله زیباست. ( اما ممکن است کسی دیگر نظری دیگر داشته باشد و معتقد باشد خیر زیبا نیست.)
حال ممکن است از شما این سوال پرسیده شود : گل گلایل زیباست یا گل نرگس؟
شما ممکن است جواب بدهید : گل نرگس.
سوال دوم نشان می دهد که شما گل نرگس را زیباتر از گل گلایل می دانید. و بدین معنا نیست که شما گل گلایل را زشت می دانید.
درواقع مفهوم زیبایی یک مفهوم نسبی است یعنی شما نسبت به چیزی که در نظر دارید چیزی را زیبا می دانید و حتی این عقیده در بین دو فرد ممکن است یکسان نباشد . یعنی یک فرد چیزی را زیبا بداند ولی شما آن را زیبا ندانید.
پروفسور لطفی زاده این مشکل را چنین حل می کند . که به هر چیزی عددی بین صفر تا یک اختصاص می دهد. یعنی مثلا می گوید گل گلایل عدد 0.4 و گل نرگس عدد 0.6 دارد. حال شما براحتی می توانید زیبایی این دو گل را با هم مقایسه بکنید. 0.6 > 0.4 است پس گل نرگس زیباتر است ( توجه کنید قبل از نظریه فازی شما مجبور بودید برای مقایسه این دو گل فقط اعداد 0 و 1 را تخصیص بدهید یعنی عدد 0 را به گل گلایل و عدد 1 را به گل نرگس و این بدین معنا بود که شما گل گلایل را زشت و گل نرگس را زیبا می دانستید. و مشکل آنجا پیش می امد که شما می خواستید گل سومی را با این دو گل هم مقایسه بکنید!)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در دوشنبه سی ام آبان 1390  |
 اخلاق جهانی

اخلاق جهاني و چالش نسبي گرايي

مشكلي كه در زمينه تدوين اخلاق جهاني وجود دارد، برجسته بودن نسبي گرايي اخلاقي در جهان ماست.




اخلاق جهاني، مطلق گرايي اخلاقي را سرلوحه كار خود قرار مي دهد. اين مطلق گرايي اين است كه توافقي حداقلي در ارتباط با هنجارهاي اخلاقي مستلزم اين است كه هنجارهاي اخلاقي مطلقي وجود داشته باشد كه از زمان و مكان مستقل هستند. مشروط به وجود اين فرض، اخلاق جهاني بايد قادر باشد از چالش نسبي گرايي اخلاقي بپرهيزد.
نسبي گرايي اخلاقي مدعي است چارچوبهاي متفاوت گفتمان اخلاقي اساساً قياس ناپذيرند. «گيلبرت هارمون» تمثيل جالبي ارائه مي كند تا اين ديدگاه را موجه سازد. به نظر «انيشتين» توجه كنيد كه درآن همه حركتها به چارچوبهاي زماني- مكاني متكي هستند، بنابراين جسمي كه در ارتباط با چارچوبي زماني- مكاني حركت مي كند، ممكن است در ارتباط با جسمي ديگر ساكن باشد. «هارمون» به طريقي مشابه، از اين نكته بحث مي كند كه هنجارهاي اخلاقي به چارچوبهاي اخلاقي كلي متكي مي باشند، بنابراين عملي كه در چارچوبي اخلاقي درست است، شايد در چارچوب اخلاقي ديگري نادرست باشد. به طور مثال، ممكن است مخالفت در زمينه گياه خواري، سقط جنين و آتانازي زياد جدي نباشد، اما در زمينه ارزش زندگي غير انساني و تقدس زندگي انساني، نظرات بسيار متفاوتي داشته باشند. علاوه بر اين، حتي زماني كه توافقي در زمينه ارزشهاي مشخص وجود دارد، مخالفتهاي اخلاقي مهمي موجودند. «هارمون» مثالي در زمينه اشتباه بودن قتل انساني ارائه مي كند، اما اين موضوع هم زماني برقرار است كه قتل را«قتل اشتباه» تعريف كنيم. اينكه قتل نفس اشتباه است، كاملاً با اين سنت موجود در برخي جوامع كه ارباب مي تواند برده خود را بكشد يا مرد مجاز به كشتن زن خود است و يا در جوامعي كه كودك كشي و انسان كشي رواج دارد، در تعارض قرار مي گيرد. با تكيه بر اين مقدمات، مطلق گرايي اخلاقي از اين نكته بحث مي كند كه دليل اين گونه تنوع اخلاقي اين است كه برخي افراد جايگاه بهتري نسبت به بقيه دارند، بنابراين بعضي از احكام اخلاقي درست و بقيه نادرست مي باشند
از اين مقدمات، اين نتيجه حاصل مي شود كه براي شناختن صدق اخلاقي، ما از چنين جايگاهي برخوردار نيستيم. حكم اخلاقي يك انسان به چارچوبي اخلاقي متكي است و روشي هم براي برتري دادن چارچوبي بر چارچوب ديگر وجود ندارد، از اين رو، چالش نسبي گرايي اخلاقي اين است چگونه چنين موضع برتري را بيابيم.
مسأله به اين سادگي نيست كه صرفاً تلاش كنيم هنجار اخلاقي مشتركي را از اديان جهان استخراج نماييم. دوباره به اين نكته توجه كنيد كه چگونه يك هنجار اخلاقي مي تواند در چارچوبهاي اخلاقي- ديني متفاوت عمل نمايد. در برخي اديان، اين آموزه كه مردان و زنان در چشم خداوند يكسانند، وجود ندارد و اين ايده با انديشه الزام زنان نسبت به مردان و تكاليف بيشترشان و حقوق كمترشان پيوند مي خورد. در بوديسم و مسيحيت اين آموزه وجود دارد كه خشونت بد و محكوم است، اما اين اديان در فهم اينكه كدام خشونت از جهت اخلاقي مجاز است بايكديگر اختلاف نظر دارند. به عبارت ديگر، در حالي كه افراد، اديان و سنتهاي گوناگون در زمينه مدعيات اخلاقي مشخص به نظر توافقي دارند، تفاسيرشان از مدعيات بسيار متفاوت است، زيرا معناي آن مدعيات اخلاقي با چارچوبهاي اخلاقي- ديني كلان تري مشخص مي شود، در حالي كه ما به موضعي مطلق كه بتواند يكي از اين چارچوبها را بر بقيه برتري داشته باشد، دسترسي نداريم.
آيا راهي براي خروج از اين مشكل وجود دارد؟ باز هم تأكيد مي كنيم اين مشكل بدان جهت رخ مي نمايد كه فرض كرده ايم اخلاق جهاني با مطلق گرايي اخلاقي عجين مي باشد و فرض ما اين است كه هنجارهاي اخلاقي جهانشمولي هستند كه اعتباري غيرمشروط دارند. با اين همه روشي بديل براي استنتاج هنجارهاي جهانشمول موجود است و اين روش بديل البته به مطلق گرايي اخلاقي نيازي ندارد. ما مي توانيم هنجارهاي جهانشمول مشخصي را از سرشت انساني استخراج كنيم، بويژه از نيازهايي كه همه انسانها در آنها با يكديگر اشتراك دارند. اين ديدگاه كه گاهي از آن به عنوان«طبيعت گرايي اخلاقي» ياد مي شود، تاريخي گسترده دارد و از ارسطو شروع مي شود و به متفكراني چون اسژينواز، ماركس، جان ديويي و اريك فروم مي رسد. طبق اين ديدگاه، ارزشهاي اخلاقي ابزارهايي هستند كه ما را قادر مي كنند نيازهايمان را برآورده سازيم. اگر نيازهايمان به صورت عيني مشخص باشند، پس اخلاق و ارزشهاي اخلاقي ما هم به صورت عيني مشخص هستند. اما مشكلي كه اين ديدگاه دارد، اين است كه حتي نيازهاي حياتي ما به حمايت اجتماعي و تحقق خود با بسترهاي تاريخي و اجتماعي خاص وابسته اند. به عبارت ديگر، نيازهاي ما به وسيله اجتماع مشخص مي شوند. اگر نيازهاي ما به صورت اجتماعي مشخص شوند، آنگاه سرشت فراتاريخي، مبنايي براي اشاره كردن به وضع موجود نيست. از اين نكته مي توان نتيجه گرفت كه تلاش براي استنتاج ارزشهاي اخلاقي از نيازهاي انساني بايد به وسيله اجتماع و تاريخ تعين يابد. با اين همه حتي اگر نيازهاي ما از جهت تاريخي گسترش مي يابند، هنوز امكان تحقق اخلاقي جهاني هست. شايد امكان اين امر باشد كه اخلاقي جهاني را از بسط تاريخي نيازهاي انساني مشترك در اين برهه تاريخي استنتاج كنيم. اگر چنين باشد آن گاه هنجارهاي مشخصي وجود دارند كه هر چند فراتاريخي نيستند، براي دوره تاريخي مشخص ما معتبرند و در اين منظومه البته هنجارهاي جهانشمول نياز ندارند كه هنجارهاي مطلق باشند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در دوشنبه سی ام آبان 1390  |
 دختر خانم ها بدانند
در دنیای که ما زندگی میکنیم ارتباط حق مسلم هر دختر و پسریست اما چه جور ارتباطی بگیریم هم خود موضوعی جداست؟ نکته ای برای اینکه خانمها در ارتباطاتشان لازم است بدانند این است که پسرها از هر راهی وارد میشوند تا به مرحله سکس برسند برای یه پسر خیلی مهم که از چه راهی وارد شود:

۱- از طریق تعارف یک بیسکویت

۲- دادن فیلم یا جزوه

۳- پرسیدن وضع آب وهوا و...

پسرها معمولا هنگامی که بایه خانم هستند با زمانیکه با یه آقا هستند رفتارشون متفاوته وشما اصلا نمیفهمید که ایشون دارند برای نقشه ای که در سر دارند برنامه ریزی میکنندپسرها تعداد دوست دختر براشون مهمه واسه اینکه به سکس برسند دختر خانمها تعداد دوست پسر واسشون مهمه برای اینکه فخر بفروشند ودوست دارند به دوستانشون نشون بدند که خوشکلند ومردای زیادی دنبالشونه.؟دخترخانمهای گرامی بدونند که ارتباط به ۴دسته تقسیم وتعریف میشود

ارتباط اجتماعی و ارتباط رمانتیک و ارتباط سکسی و ارتباط کاری.

ارتباط اجتماعی:دراین ارتباط پسر ودختر ارتباطشون کاملا انسانی وبدون هیچ احساس وهیجان جنسینیست وکلا بدون رابطه جنسیست مثل ارتباط ۲دختر یا۲پسر.

ارتباط رمانتیک:دراین ارتباط پسر یا دختر از روی علاقه همدیگرو انتخاب میکنن ومعمولا این نوع ارتباط مثبت بوده ونتیجه ش ازدواج خواهد بود

ارتباط سکسی:این نوع ارتباط بدون تعهد وفقط صرف نیازهای جنسی دو طرف ودر این نوع ارتباط که مدت دار نیز خواهد بود علاقه ای نیست ویک حس فیزیولوژیست وچند ماه بیشتر دوام نخواهد داشت.مثل ارتباط دیسکویی

ارتباط کاری : شامل هیچکدام از موارد بالا نمیشود وفقط کاریست وپسر یا دختر به خاطر شرایط کاریشون با هم ارتباط دارند مانند کارمندان یک اداره یا شرکت.

دوستان با مطالعه این مطلب که براتون گذاشتم ارتباطات خود را تعریف کنید تا هر روز شاهد حوادثی که در کشورمان میبینیم نشیم وجامعه ی بهتری را هدایت کنیم چون جوانیم وخواهان تغییر ارتباط ودوستی حق ماست اما درست استفاده کردن وفرهنگ برخورد کردن بیشتر لازمه ی این ارتباط ماست.

|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390  |
 جامعه جدیدقسمت اول
دوستان عزیزی که این وبلاگ را مطا لعه میکنید بدانید که برای دنیای با نظم وآرمانهای مقدس وزندگی بهتر احتیاج به تغییر در نوع تفکر وباور باید پیدا کرد وهمه انسانهای که خواهان تغیییرند باید مسولیت پذیر نیز باشند همه ما در کره زمینی که زندگی می کنیم واین ۷میلیارد انسانی که دارند زندگی روزمره خود را پیش میبرند بی دلیل نیامده اند وهر یک وظیفه ای دارند خوشا به حال آنان که این را درک کرده اند ودارند در این راستا گام بر میدارند وجامعه جدیدی از ارتباطات را برای خود درست میکنند.فکرهای کهنه را دور بریزید وبه دنبال زندگی بهتر برای جامعه بهتر باشید.
|+| نوشته شده توسط شورش طهماسبی در شنبه بیست و یکم آبان 1390  |
 
 
بالا